بررسی نقش سدیم هیدروسولفید بهعنوان دهنده خارجی هیدروژن سولفید در تعدیل توان تکوینی اووسیتهای گوسفندی طی بلوغ آزمایشگاهی متداول و دومرحلهای
صلاحیت تکوینی (Developmental Competence) تخمکها یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده موفقیت لقاح، رشد جنینی و دستیابی به نتایج مطلوب در فناوریهای کمکباروری محسوب میشود. با وجود پیشرفتهای چشمگیر در حوزه زیستشناسی تولیدمثل، بهینهسازی کیفیت تخمکهای بالغشده در شرایط آزمایشگاهی همچنان یکی از چالشهای اساسی در برنامههای تولید جنین، چه در انسان و چه در دام، به شمار میآید. استرس اکسیداتیو، اختلال عملکرد میتوکندری و ناکافی بودن بلوغ سیتوپلاسمی از مهمترین عوامل محدودکننده صلاحیت تکوینی تخمکهای حاصل از بلوغ آزمایشگاهی هستند. هیدروژن سولفید (Hydrogen Sulfide; H₂S) در سالهای اخیر بهعنوان سومین گازوترنسمیتر درونزاد، در کنار نیتریکاکسید و مونوکسید کربن، مورد توجه گسترده قرار گرفته است. این مولکول زیستفعال با برخورداری از خواص آنتیاکسیدانی، تنظیمکننده عملکرد میتوکندری، ضدآپوپتوز و محافظتکننده سلولی، نقش مهمی در حفظ همئوستازی سلولی ایفا میکند. مطالعات نوظهور نیز نشان دادهاند که H₂S میتواند در تنظیم بلوغ گامتها، لقاح و تکوین اولیه جنین نقش مؤثری داشته باشد.
در همین راستا، مطالعهای که توسط نگین کاظمی، شیوا روحاللهی، دکتر فرنوش جعفرپور، دکتر مهدی حاجیان، مینا جوزی، فاطمه نصراصفهانی و دکتر محمدحسین نصراصفهانی در پژوهشکده زیست فناوری رویان اصفهان انجام شد، به بررسی اثر سدیم هیدروسولفید (NaHS) بهعنوان یک دهنده خارجی هیدروژن سولفید بر صلاحیت تکوینی تخمکهای گوسفندی پرداخت.
نتایج این پژوهش نشان داد که افزودن ۲٫۵ میلیمولار سدیم هیدروسولفید (NaHS) به محیط بلوغ آزمایشگاهی متداول، با کاهش گونههای فعال اکسیژن (ROS)، افزایش سطح گلوتاتیون احیاشده (GSH) و بهبود نرخ تشکیل بلاستوسیست، موجب ارتقای کیفیت و توان تکوینی تخمکهای گوسفندی شد. همچنین، تیمار ۶ساعته تخمکها با همین غلظت در مرحله پیشبلوغ (Pre-IVM)، بدون تأثیر بر توقف میوزی و سطح cAMP، سبب کاهش استرس اکسیداتیو و افزایش جرم میتوکندریایی گردید که نشاندهنده بهبود بلوغ سیتوپلاسمی و وضعیت متابولیکی تخمکها است. افزون بر این، استفاده از NaHS در سامانه بلوغ دومرحلهای به افزایش چشمگیر نرخ تشکیل بلاستوسیست انجامید و نشان داد که هیدروژن سولفید، فراتر از اثرات آنتیاکسیدانی، احتمالاً از طریق حفظ عملکرد میتوکندری و تنظیم متابولیسم انرژی، توان تکوینی اووسیتها و کیفیت جنینهای حاصل را بهبود میبخشد.
این یافتهها شواهد علمی ارزشمندی را در حمایت از کاربرد NaHS بهعنوان مکملی نویدبخش در محیطهای بلوغ آزمایشگاهی ارائه میکنند و میتوانند مسیر را برای توسعه راهبردهای مؤثرتر در فناوریهای کمکباروری، افزایش بازده تولید جنین و بهبود نتایج تولیدمثلی در انسان و دام هموار سازند.
نتایج این پژوهش در مجله علمی – بین المللی The FASEB Journal با ضریب تأثیر 4.2IF= منتشر شده است و بر اهمیت بهرهگیری از تنظیمکنندههای متابولیک و آنتیاکسیدانی نوین در ارتقای کیفیت اووسیتها و جنینهای حاصل از فناوریهای تولیدمثل تأکید دارد.
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۰۴/۰۹




